تشنگی بهانه بود
من به خوابهای کوچک تو اعتماد داشتم
چشمهای عاشق تو را به یاد داشتم
می وزید عطر سیب سمت خوابهای ساده و نجیب
من به جستجوی تو در هوای عطر موی تو
رفت و آمد کبود گاهواه ها
زیر چتر روشن ستاره ها
تا هنوز عاشقم
تا هنوز صبر می کنم
ابر می رسد باد مویه می کند
چکه چکه از جلوی ناودان
یاس تازه میدمد
یاس
یاس تازه
تا هنوز تشنه ام
تا هنوز تشنگی بهانه است
آب بی صداترین ترانه است
تا هنوز عاشقم
تا هنوز صبر می کنم...
امشب که از همیشه به تو نزدیک ترم تو را به بزرگی ات قسم می دهم
و به حق صاحب همین شب سوگند می دهم از گناهانم در گذر .می دانم
که هیچ گاه خواسته هایم را بی پاسخ نگذاشته ای و می دانم در کارهایت
حکمتی است که هیچ گاه درک نخواهم کرد . بهتر از هر کسی حرف های
دلم را می فهمی و می دانی چه می خواهم . امشب را قدر می دانم و تنها
دست نیاز به سوی تو دراز می کنم و می دانم نا امیدم نخواهی کرد
...



