تبليغاتX
صدای پای آب
گریستن...

 

فریاد سکوتم را گوش کن

و نجوای خاموشی ام را

 معنا کن

من مفهوم "نگریستن"

و "نه گریستن" هستم

من

برای زورق کوچک خوشبختی ام

یک دریا گریسته ام

تا در گِل ننشیند

نهنگ آرزوهایم

در پایین دست سد سکوتم

سکونت نکنید

تا مبادا

سیلاب ویرانگر اندوهم

جلگه ی سبز نگاهتان را

 فرو شوید

موجی ست سرکش

 اما نهان

که آرامش ظاهرم را

به صخرهای سخت زمان خواهد کوبید

تا  طفل فرو خفته ی  فریادم

بیاموزد

چگونه سر  دهد

سرود سبز "نگریستن"

و

" نه گریستن" را...

 

 

دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است .
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش ،
نه این صداقت حرفی ، که درسکوت میان دو برگ این گل شب بوست ،
نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند .
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهده شد.

 

آروم میگم :

خدایا من عاشق توام و به تو نیاز دارم ، همینک به قلبم بیا...
.
.
.
.

نوشته شده توسط عسل در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 22:51 | لینک ثابت

           www.inmate.blogfa.com     2006-2008